امروز پیازداغ بعد از کلاس رفت به یه نمایشگاه کتابی که تازه اینجا باز شده و خواست ببینه که چیز به درد بخور پیدا میشه اونجا،بی تربیتا منظورم کتاب به درد بخور بود!سر خیابون منتظر تاکسی شد که یه پیکان داغونی جلو پاش ترمز کرد،اینقد این پیکانه داغون شده بود که خوده کارشناسای دست اندر کار تولیدشم تا الان حتمن هفت کفن پوسونده بودن اما عجیب اینجاس که هنوز به طرز معجزه آسایی رو پا که نمیشه گفت،داشت نفسای آخرشو تو این شهر کوچیک میکشید و جالبتر اینکه دوگانه سوزم بود اما فک کنم سیستمشو خود همین
راننده ی پیرمرد شص شصو پنج ساله ی باحالی که داشت یه بعد از ظهر جمعه ای با نوه ش با الهام گرفتن از سیستم سماور گازیشون طراحی کرده بودن به طوری که شیلنگ گازرسانی به محفظه ی احتراق موتور از تو کابین و از زیر پای پیازداغ رد میشد و با رانندگی هیجان انگیزی که اون پیرمرده میکرد پیازداغ اندازه ی مصرف یک سالش آدرنالین ترشح کرد و اصن یه چیزی میگم یه چیزی میشنفید!
خوراک این بابا بزرگه سبقت از راست و لایی بود و اصلنم اعتقادی به راهنما و آیینه نداشت به عقیده ی ایشون آینه ی ماشینو روز اول صرفا واسه اصلاح و میک آپ راننده طراحی کردن نشون به اون نشون که یه آینه بغل سمت خودش رو صفحه کیلومترش بود و آینه ی سمت شاگردم به طور کلی فقط از یه قاب پلاستیکی تشکیل شده بود حالا باز این بابابزرگ انعکاس تصاویرو از تو اون پلاستیکه میتونس ببینه من که نمیدونم و اظهار نظریم نمیکنم که اون دنیا مدیونی داره و حوصله ی سوال جواب این چیزا رو دیگه نداریم به مولا!
و یه چیز دیگه ای هم بود که گوش این بابابزرگه رو فقط انگار رو فرکانس چنتا کلمه به صورت پیشفرض تنظیم کرده بودن که مهمترینشون فرکانس کلمه ی دربست بود که عجیب به این واژه عکس العمل نشون میداد و گرنه واسه بوق و داد و هوارای بقیه ی راننده ها یه گوششون در و اونیکی هم ایضن در بود و در کل مسیر هم لباشون بهم چسبیده و به اندازه ی یک و نیم سانتیمتر از سطح صورتشون به سمت جلو تمایل داشتن -پیش خودم فک کردم شاید اینارو به یاد آخرین رابطه ای که با همسر مرحومش داشته و ازونجایی که دکتر
زنش طوری که این بزرگ مرد نفهمه بهش گفته که اگه یه بار دیگه با همسرت رابطه داشته باشی خواهی مرد و طبیعتن بابابزرگه هم که از همه جا بی خبر نیش خودشو که وارد کرده و به تقلید از فیلمای مبتذل بی ناموسی اونور آب خواسته لباشو ببوسه همون موقع زن فداکار دار فانی رو برای همیشه وداع میکنه و پیرمرد بیچاره هم همونجا یه تصمیمی گرفت که تاآخر عمرش دهنشو همون حالت نگه داره به نشان عشق واقعیش-توی همین افکار بودم که
بابابزرگه همچنان با سرعت به صفدری لایه های ترافیکی میپرداخت و از کنار یه ماشینی که خداییش به خوابم نمیدیدم ازون یه ذره جا بتونه رد شه حتا اگه موتورم باشه و فرمونشم ترافیکی کرده باشه ازینجا دیگه نمیشه رد شد،و فقط منتظر کوبیده شدنم به داشبور بودم و بعدشم ترکیدن کپسول گاز ته ماشینه که با یه صدای پوق کوچولو از سمت آینه ی شاگردش، آقا رد شد،و یه لبخندی تو همون حالت لب و لوچه ی موصوف به نشان رضایت از شیرین کاریش زد و رد شد،ینی من هنوزم باورم نمیشه سر اون صحنه زنده موندم خود نید فور اسپید کربن بود به مولا!
به کل این فضا یه صدای ضیعفی که از میان انبوه سیمها و ترانزیستورای در معرض دید سیستم صوتی با دو موج و یه نور ضعیف سبزی که با نوسانات ولتاژ ارسالی از باتری کم و زیاد میشد هم اضافه کنید که یه آهنگ محلی سوزناک از عصربخیر...پخش میشد و از هر سمتی که فکرشو بکنید هوای سرد نفوذ میکرد، فضای بس رعب انگیزیو رقم زده بود که هر لحظه خودتو روی دست مردم تصور میکردی که میان لااله الا الله گویان پش سرت یه دس مشکی پوش شدنو تو اعلامیه ترحیم خودتو سر کوچه تون میدیدی که در گذشت نابهنگام جوان ناکام پیاز دواغزاده در اثر سانحه ی دلخراش تصادف
را تسلیت میگوییم و حضور شما سروران گرامی باعث تسلی خاطر بازماندگان خواهد بودو اینجا بود که بی اینکه با یار دلربای ترجیحن چشم روشنت برید نمک آبرود و سوار تله کابین شید و بعد اون سردش شه و تو کتتو بدی بهش بپوشه و کلی لاو بینتون رد و بدل شه ازدنیا رفته بودی و اینام به جهنم الان که خاکت کردن اون دوتا ترسناکه بیان ازت آزمون بعمل بیارن چی داری بگی در صورتی که خیلی کم پیش میومد با اینکه منابع آزمونو در دسترس داشتی جای اینهمه مسخره بازی دوخطشو نخوندی الان میان خفتت میکنن و دیگه م آقا بخدا مادربزرگ پسر دایی بابام مریض بودو دیشب مهمون داشتیمو من نبودم دستم بودو اینجور صوبتام تو کتشون نخواهد رفت که نخواهد رفت
نشون به اون نشون که پیازداغ چن وخت پیشا یه همچین خوابی دید که تا مدتها جرات نکرد چش رو هم بزاره مدیونید اگه فک کنید از ترس بود!
به کلی از موضوع پرت شدیم و خیلی شد ،نمایشگارو بعدن میگم!
پاورقیجات:
وان:نمیگم که مجبور شید بخونید،فک کردید خیلی زرنگید همه ش بیایید اینجارو بخونیدو کامنت بذارید،نچ!
